منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٧
روان به نور ايمان روشن مى گردد، و اگر عذاب هم برطرف گردد باز بر ايمان خود باقى مى ماند و اين همان ايمان اختيارى است كه مايه تكامل و موجب نجات مى باشد.
ب. ايمان اضطرارى
ايمانى است كه منشأ آن، پذيرش دل نيست، بلكه خوف و ترس است با اين ايمان، فضاى روح از غبارِكبر، پاك نمى شود و پرده هاى جهالت به حال خود باقى مى مانند، چنين ايمانى نه مايه تكامل است و نه موجب نجات و نه خواسته خدا است.
ايمان قوم يونس از قسم نخست است در حالى كه ايمان قوم فرعون در دل دريا از قسم دوم بود، قرآن مى فرمايد:
(وَلَوْ شاءَرَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِى الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً أَفَأَنْتَ تُكْرِهُالنّاسَ حَتّى يَكُونُوا مُؤْمِنينَ) .[١]
«اگر پروردگار تو مى خواست تمام آنها كه در روى زمين هستند ايمان مى آوردند. آيا تو به مردم اصرار مى ورزى كه ايمان بياورند؟».
شكى نيست كه خداوند خواهان ايمان همه افراد است، و دليلِ آن هم ارسال اين همه پيامبر و رسول است; پس مقصود از اين آيه چيست؟
و مقصود همان ايمان اضطرارى و اجبارى است كه به مشيّت تكوينى و خواست اجبارى خدا صورت پذيرد، و هرگز مشيّت خدا بر چنين ايمانى تعلق نمى گيرد; آنچه او از مردم مى خواهد اين است كه مردم با كمال حريت و آزادى به او ايمان بياورند و راه پيامبران او را بپويند.
پس خدا، هم خواهان ايمان مردم هست و هم نيست; خواهان ايمان
[١] يونس/٩٩.