منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٠
و به ديگر سخن: در صورت عدم اجراى اوامر اوليه، واكنش مخالفت با اوامر (نماز بخوانيد) متوجه ما مى شود، خواه دستور ثانوى (أَطيعُوا اللّه) صادر بشود يا صادر نشود; زيرا امر به پيروى و اطاعت اگر چه به صورت ظاهر دستور و فرمان است ولى حقيقت و روح آن ارشادى است، نه امر مولوى به گواه اينكه اگر كسى نماز نخواند دو جرم مرتكب نمى شود، يكى اينكه امر نماز را ترك كرده و ديگرى اينكه (أَطيعُوا اللّه) را كه در آيه ديگرى وارد شده است عمل نكرده است، در صورتى كه همه مى دانيم براى «تارك الصلاة» يك كيفر بيش نيست و آن كيفر ترك نماز است.
آيا نهى از اكل شجره ارشادى بود؟
اكنون بايد بررسى شود كه: آيا نهى از خوردن ميوه درخت معهود، نهى مولوى بوده و بر اساس «مولويت» صادر شده بود؟ در اين صورت طبعاً علاوه بر لوازم طبيعى و آثار خارجى آن(خروج از بهشت و ريختن لباسها، هبوط به دنيا و ابتلا به زحمات و مشقات و...) كيفرى نيز همراه داشته است.
و يا اينكه: منظور از اين نهى، فقط ارشاد به لوازم طبيعى عمل بوده؟ همانند كسى كه دوست خود را از كشيدن ترياك كه ملازم با مرگ تدريجى است باز دارد.
در اين صورت، نهى از اكل شجره، از آن نظر نبود كه خداوند مولى است و آدم و حوا بندگان وى هستند وبنده بايد از دستورى كه به او داده مى شود، بدون چون و چرا اطاعت كند، بلكه از اين نظر بوده كه خوردن ميوه درخت معهود، پيامدهاى ناگوارى دارد و روى علاقه به بنده خود، او را نهى كرده است.