منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤
يا مى گويد:
«والجمعة والجماعة خلف كلّ برّ وفاجر».
«مى توان نماز جمعه و جماعت را پشت سر هر انسان نيكوكار و بدكار خواند».
«ويرون الدعاء لأئمّة المسلمين بالصلاح و الاّ يخرجوا عليهم بالسيف»[١].
«دعاى خير پيشوايان واجب است و هرگز در صورت فاسد گشتن امراء نبايد با قوه و قدرت بر آنان خروج نمود».
از چنين مكتب با چنين عقايد و آراء جز آن تعريف كه نقش انبيا و اوليا را در زمينه تقوا و پاكى ناديده مى گيرد، چيزى نمى توان انتظار داشت.
آيا عصمت، موهبت خدايى است يا امرى است اكتسابى؟
با حقيقت عصمت و واقعيت آن به گونه اى آشنا شديم و معلوم گرديد كه عصمت، واقعيتى در روح وروان معصوم است كه براى خود اثر ويژه اى دارد و در اين قسمت، ميان نظريه هاى سه گانه در منشأ عصمت، تفاوتى نيست; زيرا خواه عصمت را از مقوله «تقواى والا» بدانيم، يا آن را با «علم شكست ناپذير» ومقاوم در برابر كشش هاى درونى تفسير كنيم ويا آن را معلول «شناخت كامل»از خداى جهان تلقى كنيم، در هر حال «عصمت» كمال نفسانى است كه براى خود اثر خاصى دارد.
پس از اين بحث، مسأله «موهبتى» و يا «اكتسابى» بودن آن مطرح مى گردد و اينكه آيا عصمت لطف الهى است و يا امرى است كه هر انسانى مى تواند آن را به دست آورد و خود را با آن بيارايد.
شكى نيست كه «عدالت» و قسمتى از مراتب تقوا از امور اكتسابى است كه انسانهاى حرّ و آزاد و پيراسته از بند شهوت و بردگى نفس اماره مى توانند آن
[١] مقالات الإسلاميين، ص ٣٢٣، تحقيق محيى الدين محمد عبد الحميد.