منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١
عليها) وارد شده است مى توان به اهميت عامل چهارم (آگاهى خدا از فعاليتهاى ثمر بخش آنان در طول زندگى) بيش از عوامل ديگر پى برد آنجا كه مى فرمايد:
«يا مُمْتَحَنَةُ أَمْتَحَنَكِ اللّهُ الَّذى خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ وَكُنتِ لِمَا امْتَحَنَكِ بِهِ صابِرَةً».
«اى امتحان و آزمون شده! آنجا كه خدا تو را پيش از آفرينش در اين جهان آزمود و تو را در ميدان امتحان و ابتلا، صابر و بردبار يافت».
و در دعاى ندبه مى خوانيم:
«أَوليائِكَ الَّذينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ ... بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَفى دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّة... فَشَرَطُوا لَكَ ذلِكَ وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الوَفاءَبِهِ».
«اوليايى كه آنان را براى خود برگزيدى پس از آنكه زهد، و پيراستگى را در زندگى اين دنياى پست براى آنان شرط نمودى، آنان نيز شرط تو را پذيرفته و تو نيز از وفاى آنان آگاه شدى».
پاسخ سيد مرتضى از پرسش
سيد مرتضى (٣٥٥ـ ٤٣٦هـ.ق) مسأله قابل ستايش بودن «عصمت» را مطرح كرده و يادآور مى شود كه اگر چه عصمت لطفى الهى و شامل گروهى از بندگان خاص مى باشد ولى در عين حال قابل ستايش است; زيرا بندگان خدا در برابر «عصمت» بر دو گروهند گروهى كه بر فرض افاضه عصمت، با كمال و حريت و آزادى، از آن در راه ترك گناه بهره مى گيرند، در حالى كه گروه ديگر، بر فرض افاضه عصمت بر آنها، هرگز از آن در طريق اطاعت بهره نمى گيرند; از اين جهت تنها به آن گروه كه در صورت افاضه، از آن در ترك گناه، كمك مى گيرند افاضه مى گردد و اين يكى از افتخارات آنان محسوب