منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢١
عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطان إِلاّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ...) .
«براى من بر شما سلطه اى نبود جز اين كه شما را بر انجام گناه دعوت كردم».
ولى در اينجا سلطه ديگرى است كه خودِ افراد، آن را به شيطان مى بخشند و شيطان را بر خود مسلط مى سازند. و زمام زندگى را بر اثر حب شهوات، در اختيار او قرار مى دهند و در چشم انداز چنين سلطه اى، بندگان مخلص و مطيع از گروه عصيانگر و طاغى، كاملاً فاصله گرفته و شيطان نسبت به گروه نخست فاقد سلطه هست در حالى كه نسبت به گروه دوم تسلط كامل و همه جانبه دارد و آيه اى كه شيطان در آن مى گويد:(وَما كانَ لى عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطان)ناظر به سلطه ابتدايى و بدون سابقه است و خدا از روى لطف و كرم خود، چنين سلطه اى را به او نداده است و گرنه بندگان در «بيراهه روى» معذور مى شدند و هرگز شايسته ملامت و سرزنش نمى گشتند ولى آيه ديگرى كه مى گويد:(إِنَّما سُلْطانَهُ عَلى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ) ناظر به سلطه اى است كه خود افراد آن را به شيطان مى بخشند و زندگى خود را ملعبه خواسته هاى او قرار مى دهند و جمله (الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ)گواه بر چنين سلطه «بخشيده شده» از جانب دوستداران او است; زيرا آنان به خاطر پيروى از خواسته ها و پذيرفتن ولايت شيطان، او را بر گرده خود سوار كرده و او نيز آنها را تا لب دوزخ رهبرى مى كند، ونفى سلطه ابتدايى، با اثبات سلطه اى كه خود افراد به شيطان مى بخشند منافاتى ندارد.
شاهد ديگر بر اينكه، اين سلطه، تسلط ابتدايى نيست، بلكه زاييده پيروى از شيطان است، آيه اى است كه مى گويد:
(إِنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوِينَ) .[١]
«بر بندگان من تسلطى ندارى جز بر گمراهانى كه از تو پيروى كرده اند ».
همان طور كه ملاحظه مى كنيد، از جمله نخست، كه هر نوع سلطه را نفى مى نمايد آن گروهى را كه از او پيروى نمايند استثنا مى كند و چنين گروهى به خاطر پيروى از او، مقدمات تسلط شيطان را بر خود فراهم ساخته اند، نه اينكه او ابتدا داراى چنين سلطه اى بوده است.
از اين بررسى ها نتيجه مى گيريم كه:
١. سلطه ابتدايى و ناخواسته مطلقاً منفى است و آيه(وَما كانَ لى
[١] حجر/٤٢.