منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٦
آنان كه در سخت ترين لحظات از او پيروى كردند».
ولى آنگاه كه آن را به بندگان خدا نسبت مى دهد لفظ «اِلى» به كار مى برد، مانند:
(...تُوبُوا إِلَى اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً...) .[١]
«به سوى خدا بازگرديد و توبه نصوح انجام دهيد!».
روى اين اصل هرگز در آيات هر دو سوره، تصريحى بر توبه آدم از گناه نيست آنچه هست رجوع و بازگشت خدا به سوى آدم است، نه بازگشت آدم به سوى خدا.
چيزى كه هست جمله (فَتابَ عَلَيْهِ) در آيه (فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمات فَتابَ عَلَيهِ...)[٢] حاكى از تقدير يك جمله است و آن اينكه «تابَ آدَمُ اِلَى اللّهِ فَتابَ اللّهُ عَلَيْهِ»: «آدم توبه كرد، خدا نيز توبه او را پذيرفت و از نظر رحمت و لطف به او نگريست» ولى بايد توجه نمود كه توبه انسان دليل بر صدور گناه نيست; زيرا انسانهاى بزرگ مانند انبيا و اوليا كه از نظر شناختِ خداى خود در سطح بس بالاترى قرار دارند، پيوسته خود را در طريق انجام وظايف در برابر حق متعال مقصر ديده و در هر لحظه زبان به استغفار مى گشايند. آدم در برابر آن لطف بزرگى كه خدا در حق او انجام داده و آن كوتاهيى كه او در استماع سخن ناصح كرده بود، خود را در برابر آن لطف عظيم خجل و شرمنده ديد، حتماً بايد اظهار ندامت كند و راه توبه را پيش گيرد و تصميم بگيرد كه جز خدا، سخن كسى را نپذيرد.
اگر يادآور شويم كه: عمل آدم هر چند يك عمل مباح و جايز بود، امّا
[١] تحريم/٨.
[٢] بقره/٣٧.