منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧١
نشانگر اين است كه جمله ياد شده مفسر «كلمات»، و به اصطلاح عطف تفسير آن است. يعنى خدا ابراهيم را با كلماتى آزمود و آن كلمات عبارت از اين است كه او را امام مردم قرار داد وتحمل اين مقام، خود آزمونى است كه پيوسته با رنج و زحمت و مشقت و دردسر همراه است و چه بسا حامل آن را در پرتگاه «قتل» قرار مى دهد.[١]
اين احتمال بسيار سست و ناتوان است; زيرا ظاهر آيه اين است كه خدا ابراهيم را با كلماتى آزمود و او نيز به گواهى جمله (فَأَتَمَّهُنَّ) به خوبى از عهدهامتحان برآمد، آنگاه به او مقام امامت داد. و اگر مقصود از آن ، خود مقام امامت باشد بايد جمله (فَأَتَمَّهُنَّ) كه به معنى (از عهده امتحان برآمد) پس از جمله(قالَ إِنِّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً) قرار گيرد، نه پيش از آن.
خلاصه ظاهر آيه اين است كه خدا او را آزمود و او نيز از عهده امتحان برآمد، آنگاه او را با مقام امامت مفتخر ساخت خواه بگوييم آزمون پيشين دراعطاى اين مقام مؤثر بوده يا نه.[٢]
ولى قطعاً، اعطاى مقام، پس از آزمون بوده است، در اين صورت كلماتى كه او به وسيله آن امتحان شده است قطعاً غير از اعطاى منصب امامتى خواهد بود كه بعداً به او داده شد.
٢. مقصود دستورات دهگانه اى است كه به سنن ابراهيم معروف است كه پنج دستور از آن دستورات دهگانه، مربوط به سر و صورت، و پنج دستور
[١] مفاتيح الغيب رازى، ج١، ص ٤٩٠.
[٢] شيخ عبده اصرار دارد كه آزمون مؤثر در اعطا مقام امامت نبوده است و ما در آينده در اين باره گفتگو خواهيم كرد. وناتوان تر از آن اين كه بگوييم «فاعل» در جمله «فأتمهنّ» خدا است نه «ابراهيم»; زيرا يك چنين تفسير كاملاً بر خلاف متبادر از آيه است.