منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥
در اين ميان تحليل گران شرق شناس مانند: «دونالدسن» مسيحى مؤلف كتاب «عقيدة الشيعة» و يا «گلدزهير» يهودى نويسنده كتاب «العقيدة والشريعة» معتقدند كه مسأله «عصمت» براى نخستين بار به وسيله متكلمان شيعه مطرح شده است; زيرا آنان براى برتر نشان دادن پيشوايان خود، مسأله «عصمت» پيامبران را به خاطر عصمت امامان خود مطرح كرده اند تا از اين طريق بتوانند پيشوايان خود را به عنوان افراد معصوم توصيف كنند.[١]
يك چنين تحليل، پندارى بيش نيست وجاى تأسف است كه تاريخ اسلام و تاريخ علم كلام با چنين پندارها آميخته شده و تحليل گران به جاى تحقيق در ريشه هاى بحث، به اسطوره ها و پندارها پناه مى برند. زيرا حقيقت «عصمت» به معنى مصونيت از گناه و خطا، قطع نظر از عصمت خود پيامبران، به طور روشن در قرآن مطرح گرديده است، و كتاب آسمانى، گروهى از فرشتگان را چنين توصيف مى كند:
(...عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لايَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ) .[٢]
«در اطراف دوزخ يك عدّه فرشتگان سخت گير هستند كه هرگز در آنچه كه خدا به آنها امر مى كند، مخالفت نمى كنند و آنچه كه به آن امر شود، انجام مى دهند».
هيچ جمله اى در بيان و مفهوم عصمت از گناه، گوياتر از جمله (...لا يَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ)نيست و مسلمانان صدر اسلام با تلاوت اين آيه در شب و روز به مفهوم عصمت در فرشتگان انتقال يافته و آن را به صورت يك اصل مسلم در باره آنان مى پذيرفتند.
اگر اين آيه، فرشتگان را پيراسته از گناه توصيف مى كند، خدا قرآن را
[١] عقيدة الشيعة، ص ٣٢٨; العقيدة والشريعة، ص ١٨٠.
[٢] تحريم/٦.