منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦١
و آيه ياد شده در زير به گونه اى اين حقيقت را توضيح مى دهد:
(إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ) .[١]
«فرمان او جز اين نيست كه هرگاه هستى چيزى را بخواهد، به آن فرمان (باش) مى دهد و آن نيز موجود مى گردد».
ولى هرگاه اراده او بر فعل ديگرى تعلق بگيرد ـ با توضيحى كه بعداً در اين مورد خواهيم داد ـ و خدا از شخصى به عنوان انجام وظيفه چيزى را بطلبد مثلاً بفرمايد: نماز بگزار و زكات بده، چنين اراده اى، اراده تشريعى بوده و بنده خدا پس از تكليف، در انجام و عدم آن كاملاً حرّ و آزاد خواهد بود.
البته اين دو اراده از خصايص خدا نبوده، بلكه هر انسانى داراى اراده تكوينى بوده و اگر منصب و مقامى داشته باشد، طبعاً اراده «قانونى» نيز خواهد داشت. فرماندهى كه در جبهه، آنجا كه خود بخواهد آتش كند و تير پرتاب كند، اراده او تكوينى است، آنجا كه فرمان آتش صادر كند، اراده او تشريعى مى باشد.
قراينى بر تكوينى بودن اراده
١. اراده اى كه آيه از آن سخن مى گويد: اراده تكوينى است نه تشريعى; زيرا ظاهر آيه اين است كه اراده خدا بر فعل خويش به نام «اذهاب رجس» و «تطهير» تعلق گرفته است نه بر فعل ديگرى وچنين اراده اى جز اراده تكوينى چيزى نيست.
٢. اراده تشريعى خدا داير بر پاكيزه شدن انسان ها به صورت تكليف و درخواست، به گروه خاصى اختصاص ندارد، بلكه او خواهان پاكى همه انسانها به صورت تكليف است و هدف از اعزام پيامبران و رسولان جز اين
[١] يس/٨٢.