منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤١
آيه هر دو گروه را از نيل به اين مقام استثنا مى كند; زيرا لفظ (ظالِمينَ) به طور صيغه جمع و آن همراه با الف و لام، وارد شده است و طبعاً فراگير همه نوع ظالم ها و مفيد استغراق است و هر دو قسم را شامل بوده و هر دو را از ارتقا به مقام امامت ممنوع ساخته است، تو گويى آيه چنين مى فرمايد:«آن كس كه در زندگى ظالم شناخته شده، خواه به صورت ممتد و دايمى و يا به صورت موقت و برهه اى، از اين منصب محروم مى باشد».
پاسخ يك سؤال
گاهى گفته مى شود هر حكمى از احكام داير مدار بقاى موضوع خود مى باشد، يعنى مادامى كه موضوع متحقق است، حكم نيز بر آن مترتّب مى باشد و اگر موضوع از ميان رفت حكم نيز منتفى مى گردد.
مثلاً قرآن مى فرمايد:
(وَلا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا...).[١]
«بر ستمگران تكيه نكنيد».
و يا مى فرمايد:
(...ما عَلَى الْمُحْسِنينَ مِنْ سَبيل...) .[٢]
«بر نيكوكاران راهى نيست».
مقصود اين است كه مادامى كه فردى ستمگر و يا نيكوكار است، اين دو حكم الهى بر آنها ثابت است ولى آنگاه كه موضوع منتفى شد مثلاً ستمگر، دادگر شد، يا نيكوكار، بدكار گرديد، تكيه بر اوّلى و يا اعمال ضيق و فشار بر
[١] هود/١١٣.
[٢] توبه/٩١.