منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٨
هرنوع كاستى نيستند و چه بسا از افرادى كمك مى گيرند كه در صفحه زندگى آنان نقطه و يا نقاط ضعفى وجود دارد، در اين صورت چه مانعى دارد كه خدا نيز در تبليغ آيين خود بر اين شيوه عمل كند؟
ولى پاسخ اين پرسش روشن است و آن اينكه: اكتفاى عقلاى جهان بر چنين مبلّغ هايى به خاطر يكى از دو جهت است: يا افراد كامل در اختيار ندارند و يا تحقق يك هدف به حدّمعيّنى اكتفا مى ورزند درحاليكه هيچ يك از دو انگيزه در ساحت خدا وجود ندارد.[١]
قرآن و عصمت پيامبران
با توجه به اين نوع از دلايل عقلانى بايد هماهنگى قرآن را با خرد در اين زمينه حدس زد، اتفاقاً مسأله عصمت پيامبران هر چند به صورت صريح وبه شكل دلالت مطابقى به نحوى كه درباره فرشتگان وجود دارد، مطرح نشده است امّا در پرتو دقت در بخشى از آيات مى توانيم نظر قرآن را در اين مورد بررسى كرده و اينك قسمتى از آيات را در اينجا منعكس مى كنيم:
گواه نخست از قرآن
آيات سه گانه اى در قرآن وارد شده كه از ضميمه كردن هر سه به هم، مى توان عصمت پيامبران را به دست آورد، اينك آيات سه گانه:
١. (أُولئِكَ الَّذينَ هَدَى اللّهُ فَبهُديهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاّذِكْرى لِلْعالَمينَ) .[٢]
[١] الميزان، ج٢، ص ١٤١.
[٢] انعام/٩٠.