منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٩
روشنى دارد و شايد تفاوت امامت ابراهيم با امامتى كه رسول گرامى آن را بر عهده گرفت از اين مقوله باشد.[١]
و در هر حال ابراهيم در پرتو افاضه امامت، به مقام «مطاع» بودن رسيد.
امامت پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم)
رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) علاوه بر مقام نبوّت و رسالت كه در بيان معارف و اصول و احكام و فروع خلاصه مى گردد، داراى مقام شامخى به نام «امامت» بود، همان طور كه ابراهيم «اِماماً لِلنّاس» بود او نيز چنين مقامى داشت، پيامبر از نظر مقام نبوّت بيانگر وبازگو كننده مسايلى است كه آنها را از مركز وحى اخذ مى كند. از اين نظر ديگر نه اطاعتى دارد و نه فرمانى و نه سرپرستى جامعه، ولى از آن نظر كه علاوه بر اين دومقام، امام و پيشوا و مقتدا است، انسان «مفترض الطاعه اى» است كه بايد كليه دستورات او را در مسأله رهبرى و سرپرستى، اجرا نمود و از خطوطى كه ترسيم مى كند تخطى نكرد. در اين مورد وى گذشته بر اطاعت طريقى (اطاعت پيامبر در حقيقت اطاعت خدا است) داراى اطاعت مستقل و موضوعى است و خدا با اعطاى اين مقام، به او حقّ امر و نهى داده است و در اين مورد آياتى وارد شده كه بازگو كننده مقام و موقعيت امامت او مى باشد از جمله اين آيات:
اولويت مطلقه پيامبر
(النَّبِىُّ أَولى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ).[٢]
[١] پاسخ ديگر اين كه: داشتن مقام «امامت» به معنى حكومت مستلزم پذيرش آن از طرف مردم نيست وجريان درباره پيشوان شيعه نيز چنين است.
[٢] احزاب/٦.