منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠
و «موسى» [١] و پيامبر گرامى پيش از بعثت، زمينه را براى افاضه «عصمت» تشديد نموده و لياقت و شايستگى آنان را براى افاضه لطف آماده كرده است، جهاد آنان با نفس، و چشم پوشى از حرام، وهمچنان جهاد آنان با كجيها وبديهاى جامعه، به روشنى ثابت مى كند كه هرگاه لطفى به نام «عصمت» در اختيار آنان قرار گيرد، از آن در تهذيب فرد و جامعه بهره خواهند گرفت.
درست است كه ما از وجود چنين سوابقى در تمام پيامبران اطلاع نداريم ولى در عين حال يك چنين شايستگيها مى تواند در افاضه لطف الهى در خصوص اين گروه مؤثر باشد.
٢. آگاهى خدا از فعاليتهاى ثمر بخش آنان در دوران رسالت و اينكه اين گروه پس از ارتقاى به مقام نبوت با استقامت و پشتكار عجيبى دست به اصلاح زده و در راه جهاد فردى واجتماعى سخت كوشش خواهند نمود.
اين عوامل كه برخى اختيارى و برخى ديگر خارج از اختيار مى باشند سبب مى شودكه فيض الهى به بندگان خاص خود افاضه گردد، و در نتيجه «عصمت» يكى از افتخارات پيامبران محسوب مى شود كه بخشى از زمينه هاى آن را خود آنان فراهم ساخته اند.
در پايان از يادآورى نكته اى ناگزيريم و آن اينكه:
نخستين مرحله عصمت كه از دوران كودكى به اولياى الهى افاضه مى شود در گرو برخى از اين شرايط (مجاهدتهاى آنان پيش از نبوّت) نيست بلكه برخى از اين شرايط ، در افاضه مرحله بالاتر از عصمت به صورت زمينه مؤثّر مى باشد.
و از جمله هايى كه در زيارت دخت گرامى پيامبر فاطمه اطهر (سلام اللّه
[١] بخشى از مبارزات اين سه پيامبر بزرگ قبل ازبعثت در قرآن مجيد آمده است، همچنان كه در تاريخ زندگى پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) پيش از بعثت، نقطه هاى بس روشن و شفافى وجود دارد كه زمينه ساز اين نوع افاضات مى باشد.