منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩١
پاسخ: اين شأن نزول ازجهاتى باطل و بى اساس است و ما در كتاب «فروغ ابديت»در بى پايگى آن به صورت گسترده سخن گفته ايم و هم اكنون به گونه اى آن را مى نگاريم:
١. اگر اين شأن نزول صحيح و پا برجا باشد، بايد به جاى لفظ «تمنى» كلمه «تلى» به كار برد و بگويد:«وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول وَلا نَبِىّ إِلاّ إِذا تَلى أَلْقَيالشَّيْطانُ» در حالى كه لفظ «تمنى» را به كار برده و در لغت قرآن و معروف كلام عرب جز در آرزو به كار نمى رود و اگر در شعر شاعر به معنى تلاوت به كار رفته، استعمال شاذى است كه هرگز قرآن فصيح، بر آن حمل نمى شود.
٢. متن شأن نزول، گواه بر دروغ بودن آن است; زيرا مى گويد: پيامبر اين جمله ها را بر زبان جارى كرد، آنگاه به تلاوت بقيه آيات سوره ادامه داد، وقتى به آخر سوره (كه آيه سجده است) رسيد، خود او و مشركان سجده كردند، در اينجا اين سؤال پيش مى آيد كه مشركان مكه كه همگى اهل زبان و برخى از آنان پى افكنان سخن و سردمداران فصاحت ولغت بودند، چگونه از شنيدن اين جمله خوشحال شدند به گونه اى كه از خوشحالى در پوست نمى گنجيدند، تا آنجا كه به تلاوت او گوش داده و در پايان سوره با پيامبر سجده كردند، در حالى كه آيات بعدى، همگى در مذمت اين «غرانيق» خيره سر و تيره بخت است، چنانكه يادآور شديم مانند آيه:
(إِنْ هِىَ إِلاّأَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ...) .[١]
«اين بتان از خدايى ، فقط نام خدا را دارند و شما و پدرانتان به غلط آنها را خدا خوانده ايد در حالى كه دليل بر خدايى آنها نيست».
نه تنها اين آيه است كه از بتها مذمت مى كند، بلكه غالب آيات اين سوره
[١] نجم/٢٣.