منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠
القدس» مؤيد اين ارواح مى باشد كه پايه عصمت افراد معصوم را تشكيل مى دهند.
عصمت از خطا
تفسيرهاى سه گانه اى كه در باره عصمت انجام گرفت همگى مربوط به تفسير عصمت از نظر خلاف و گناه مى باشد زيرا:
درست است كه «عصمت» و مصونيت در مورد پيراستگى از گناه، يك كمال نفسانى و يك حالت استوارى روحى و از مقوله ملكات نفسانى انسانى مانند: شجاعت وعفت است كه ضد خود را از محيط خويش طرد مى كند، ولى در مورد پيراستگى از خطا و اشتباه خواه در امور شرعى و خواه در امور عادى، بايد فكر ديگرى كرد; زيرا: چنين تحليلى فقط مى تواند عصمت اولياى الهى را در انجام گناه، آن هم به صورت «عمد» تفسير كند; ولى هرگز نمى تواند مصونيت آنان را نسبت به لغزشهاى سهوى و غير عمدى توجيه نمايد; زيرا تقواى نهايى، و انزجار نفس از گناه، يا آگهى از عظمت خالق در صورتى مى تواند رادع باشد كه انسان از صورت عمل و قبح و زشتى آن آگاه باشد در حالى كه فرض بر اين است كه چهره واقعى شىء مورد توجه فاعل نبوده و انسان از زشتى كار، ناآگاه است و حقيقت شىء را به صورت ديگر انديشيده است، از اين جهت بايد براى عصمت از خطا واقعيت ديگرى باشد كه بتواند معصوم را از لغزشهاى سهوى و خطايى، حفظ نمايد و آن جز اين نيست كه عصمت را در اين مورد به صورت ديگر بينديشيم وبگوييم فرد معصوم در پرتو لطف الهى داراى علم غفلت ناپذير است كه هرگز صورت واقعى اشيا از قلمرو فكر و انديشه او كنار نرفته، و شعور و درك او خطا نمى رود.