منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٦
«چه بد جانشينانى در غياب من، براى من بوديد آيا در فرمان پروردگار شتاب كرديد؟».
و در سوره طه اين حقيقت را به صورت ديگر بيان مى كند و آن اينكه به آنان گفت:
(...أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً أَفَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ...).[١]
«آيا پروردگار شما وعده نيكى به شما نداد، آيا عهد او طولانى شد؟».
٥.در اين شرايط خشم و ناراحتى درون خود را از اين وضع اسفناك به دو صورت اظهار كرد:
الف. الواح تورات را به دور افكند.
ب. به گمان اينكه هارون در برابر اين عمل بد، عكس العملى كافى نشان نداده، به او گفت:
(...ما مَنَعَكَ إِذْرَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا* أَلاّ تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِى).[٢]
«چه باعث شد وقتى ديدى آنان گمراه شدند از من پيروى نكردى؟ آيا با فرمان من مخالفت ورزيدى؟».
اكنون بايد ديد چرا پيامبر عظيم الشأنى مانند موسى (عليه السلام)اين دو واكنش را از خود نشان داد؟ در اينجا مى توان چنين گفت:
شكى نيست كه عمل بنى اسرائيل از نظر وقاحت و زشتى خارج از حد و اندازه بوده و هرگز صحيح نبود كه موسى بن عمران در اين مورد، ملايمت و نرمش به خرج بدهد و اگر چه بنى اسرائيل به عمق خطا و زشتى كار خود پى نمى بردند ولى پيامبر خدا متوجه بود كه چه حادثه بس خطرناكى رخ داده كه اگر واكنشى حاد و عكس العملى تند از خود نشان ندهد، چه بسا ممكن است قوم
[١] طه/٨٦.
[٢] طه/٩٢ـ٩٣.