منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٠
دوم، همان پدر و مادرهاى نوعى خواهد بود،آيات ارتباطى به حضرت آدم نخواهد داشت و مفاد آنها اين خواهد بود كه: پدران و مادرانِ انسانها در موقع مشكلات رو به سوى خدا مى آورند و از او خواهان مطلبى مى شوند، وقتى نياز آنان برطرف شد در موقع رفاه راه شرك را پيش مى گيرند.
آنچه لازم است روشن شود اين است كه مقصود از(نَفْس واحِدَة) آدم شخصى نيست، بلكه آدم نوعى و به اصطلاح پدر و مادر هر فردى نسبت به خود او است و آيه از يك سنت كلى درباره انسانها نسبت به اولاد خود حكايت مى كند نه از يك جريان شخصى، آن هم در خصوص آدم ابو البشر و همسر او، حوا.
شكى نيست كه (نَفْس واحِدَة) در قرآن گاهى در «واحد شخصى» به كار رفته است و گاهى در «واحد نوعى»; براى نمونه: در آيات ياد شده در زير در واحد شخصى (آدم و حوّا) استعمال شده است.
١. (يا أَيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْس واحِدَة وَخَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَبَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَنساءً...).[١]
«اى مردم! از (مخالفت) خدا بپرهيزيد! خدايى كه شماها را از يك نفس آفريد، و همسر او را از جنس او قرار داد و از هر دو، مردان و زنان زيادى پديد آورد».
٢. (يا أَيُِّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَر وَأُنْثى...).[٢]
«اى مردم ما شماها را از يك مرد و زن آفريده ايم».[٣]
ولى همين لفظ در قرآن و در مورد «واحد نوعى» يعنى پدر و مادر انسانها
[١] نساء/١.
[٢] حجرات/١٣.
[٣] به سوره انعام آيه ٩٨ نيز مراجعه فرماييد.