منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٩
«دنيا فقط بازيچه و سرگرمى و زيور ومايه فخر فروشى و وسيله افزايش ثروت و فرزندان است».
١٢. رواياتى كه اين تفسير بر آن متكى است از نظر مضمون آنچنان اغراق آميز است كه هرگز فرد زير بار آن نمى رود مثلاً سيوطى در «الدر المثنور» نقل مى كند كه اسبان سليمان داراى پر بودند كه از دريا براى او بيرون آورده بودند و براى احدى قبل از او و پس از او مانند آن نبوده و نخواهد بود. و سپس تعداد اسبانى را كه قربانى آن موضوع شدند، بيست هزار رأس ياد مى كند.[١]
با توجه به اين شذوذى كه در متن برخى از اين روايات وجود دارد، مى توان بدون ملاحظه وضع سند، همه را جزو اسرائيليات دانست كه ناآگاهانه وارد كتابهاى تفسيرى وحديثى شده است!
دستاويز ديگرى درباره عصمت سليمان (عليه السلام)
قرآن در مقام تشريح گوشه اى از زندگى «سليمان» چنين مى فرمايد:
(وَلَقَدْ فَتَنّا سُلَيْمانَ وَأَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ) .
«ما سليمان را آزموديم وجسد بى روح انسانى را بر كرسى (تخت كوتاه پايه) او افكنديم، سپس او به خدا «انابه» نمود و به سوى او بازگشت».
(قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِى وَهَبْ لى مُلْكاً لا يَنْبَغى لأَحَد مِنْ بَعْدى إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهّابُ) .[٢]
«گفت : خدايا مرا بيامرز و به من حكومتى را ببخش كه پس از من سزاوار كسى نباشد، تو بسيار بخشنده اى».
[١] الدر المنثور، ج٥، ص ٣٠٥.
[٢] ص/٣٤.