منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٦
دروغ بوده است.
گذشته از اين، ظاهر آيه اين است كه اين گمان بر خلاف واقع بوده و اساسى نداشته (و گروندگان به پيامبران دروغ نگفته بودند) هرگاه كه پيامبران چنين گمانى درباره افراد با ايمان كرده باشند معناى آن، اين است كه در تشخيص امور دچار اشتباه و لغزش شده اند و اين مطلب با عصمت مطلقه پيامبران سازگار نيست.
اگر واقعاً متعلق «كذب» ايمان گروه اندك باشد، بايد ذيل آيه براى ابطال اين ظن جمله اى بگويد كه حاكى از حمايت آنان از رسل الهى باشد در حالى كه از چنين سخنى در آيه نشانه اى نيست; زيرا در ذيل آيه آمده است كه: «آنان را همراه پيامبران نجات داديم» و نيامده است كه:«ايمان آنان به رسل الهى صادقانه بود».
تفسير دوم
مقصود از ضمير در «ظنوا» همه مردم و يا خصوص گروه مؤمن است، يعنى مشكلات و دشواريهاى پيامبران به حدى رسيد كه مردم گمان كردند كه وعده نصرتى كه به پيامبران داده شده است، دروغ بوده است.[١]
بر اين تفسير هر چند اشكال پيشين وارد نيست، ولى بر خلاف ظاهر آيه است; زيرا ظاهر آيه اتحاد مرجع ضماير چهارگانه است، در اين تفسير: مرجع ضمير نخست (ظنوا)مردم، ومرجع ضماير سه گانه ديگر، پيامبران
[١] الميزان، ج١١، ص ٣٠٧. اين نظريه از سعيد بن جبير نقل شده و مرحوم علامه طباطبايى اين وجه را برگزيده اند و در آيه جمله اى را مقدر مى دانند: چنانكه مى فرمايد: «حتى إذا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ مِنْ ايماِنِ أُولئِكَ النّاسِ وَظنَّ النّاسُ أَنَّ الرُّسُلَ قَدْكُذِبُوا أَيْ أُخْبِرُوا بِالعَذابِ كِذْباً...».