منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٥
چنين ظاهرى كه آيه دارد، برخى از احتمالاتى را كه مفسران [١] درباره آيه يادآور شده اند، متذكر مى شويم:
تفسير نخست
مقصود از جمله (وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْكُذِبُوا) اين است كه پيامبران گمان كردند كه حتى آن گروه اندك از افراد با ايمان كه به ظاهر به آنان ايمان آورده اند نيز به پيامبران دروغ گفته اند و رسل الهى در مسير دعوت خويش تنها و تنها هستند; زيرا اقوام گمراه و سركش آن قدر در مخالفت و ستيزه جويى اصرار و پافشارى داشتند كه پيامبران گمان كردند كه اصلاً هيچ كس به آنان ايمان نياورده است و آن گروهِ كم نيز در اظهار ايمان به آنان دروغ گفته اند.[٢]
اين احتمال، در ميان احتمالات ديگرى كه مفسران گفته اند از يك نظر بهترين احتمال است; زيرا هرگز ميان ضماير تفكيك نشده است ولى با مطلب دوم (آنچه كه گمان شده دروغ بوده، مسأله نصرت پيامبران و نابودى گمراهان بوده است) سازگار نيست; زيرا در اين احتمال آنچه گمان شده است كه دروغ بوده، مسأله تظاهر گروهى بر ايمان بوده است، در حالى كه در ماقبل و مابعد آيه قرينه اى بر اين سخن نيست.
و به ديگر سخن: معناى مطابقى و به اصطلاح: فشارِ آيه، روى يك مطلب است و آن لجاجت اقوام پيامبران و سرسختى آنها در مقابل رسل الهى و تأخير نصرت خدا است و هرگز ايمان گروه كمى كه در برابر آنان تظاهر مى كردند، به طور مستقيم مطرح نيست تا پيامبران گمان كنند كه ايمان آنان نيز
[١] احتمالاتى كه مفسران گفته اند بيش از آن است كه در اين جا مطرح كرديم و احتمالات مهم همين هايى است كه در اين بحث منعكس شده اند.
[٢] طبرسى اين نظريه را به عنوان نظريه دوم ياد كرده است(مجمع البيان، ج٣، ص ٢٧١).