منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٧
«براى سكون خاطر و آرامش دل، درجات و مراتبى است و آرامشى كه از گفتار معصوم به انسان دست مى دهد، با آرامشى كه از گفتار كسى كه داراى چنين حالتى نيست، يكسان نمى باشد، چه بسا انسان، گفتار هر دو را تصديق و باور نمايد. ولى مسلماً آن سكون خاطرى كه از گفتار انسانهاى پيراسته از گناه حاصل مى شود، با سكون خاطرى كه از گفتار انسانهاى عادى به دست مى آيد، برابرى نمى كند».
اين جريان نه تنها در باره انسانهاى معصوم و غير معصوم حكم فرماست، بلكه همين وضع درباره انسانى كه ارتكاب صغاير را بر او تجويز مى كنيم ولى او را از ارتكاب كباير پيراسته مى دانيم با انسانى كه براى او هر دو را تجويز مى نماييم، حكم فرما مى باشد و اعتماد و اطمينان ما به سخنِ انسان نخست، بيش از اطمينانمان به سخن انسان دوم است.
از اين بيان پاسخ برخى از پرسشهاى ديگر روشن مى گردد و آن اينكه: گاهى مى گويند در زمينه هاى جلب وگرايش مردم كافى است كه پيامبران پس از بعثت پيراسته از گناه باشند، هر چند قبل از برانگيخته شدن، پيراسته از آلودگى نباشند.
و يا گاهى مى گويند: كافى است كه پيامبران از گناهان بزرگ بپرهيزند هر چند از گناهان صغيره دورى نجويند.
پاسخ همه اين پرسشها يكى است و آن اينكه: مايه جلب و گرايش، هر چه بيشتر باشد، اعتماد و اطمينان ايمان و گرايش نيز بيشتر خواهد بود و هدف بعثت، به صورت كامل جامه عمل خواهد پوشيد.[١]
در اينجا سؤال ديگرى است كه گاهى مطرح مى گردد و آن اينكه:
عقلاى جهان در تبليغ برنامه هاى خود، مقيد به اعزام مبلِّغ هاى دور از
[١] تنزيه الأنبياء، ص ٤ـ٦.