منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦
درباره «كفر»، احدى از دانشمندان علم كلام «كفر» را بر پيامبران تجويز نكرده و همگان ساحت پيامبران را از آن پيراسته دانسته اند و اگر گروهى از مسلمانان به نام «ازارقه» كفر را بر پيامبران تجويز كرده اند مقصود «كفر» به معنى اصطلاحى مانند انكار خالق و شرك و امثال آن نيست، بلكه مقصود تجويز معصيت است و علت اينكه آن را كفر ناميده اند اين است كه هر نوع گناه كبيره در مكتب آنان كفر است و گنهكار، كافر خوانده مى شود و اگر كفر را تجويز مى كنند در واقع صدور گناه را تجويز مى نمايند.[١]
شگفت از تفتازانى كه در شرح «عقايد نسفيه» ص ١٧١ به شيعه نسبت داده است كه «آنان براى پيامبران به خاطر «تقيّه» تظاهر به كفر را تجويز كرده اند» در حالى كه كوچكترين مدركى براى گفتار خود ارائه ننموده است و شيعه از اين تهمت كاملاً پيراسته است; زيرا تقيه براى پيامبران ـ كه براى كسر شوكت كافران و هدم پايه هاى شرك و نفاق برانگيخته شده اند ـ هرگز جايز نيست و يك چنين مبارزه ها جدا از شهادت طلبى و فداكارى در راه هدف نمى باشد و با آن هماهنگ و هم پيمان است، ديگر جهتى ندارد كه براى حفظ جان خود، رسالت خويش را انكار نمايند و به كفر تظاهر كنند.
در هر حال خواه مراتب عصمت را به صورت نخست تفسير كنيم يا به صورت دوم، خود قرآن بر عصمت پيامبران در مراحل «اخذ وحى» و «تبليغ رسالت» گواهى مى دهد و احدى از دانشمندان علم كلام در اين مورد مخالفت نكرده است.[٢] مسأله مهم، مرحله سوم يعنى عصمت در مقابل «معصيت» و سپس مرحله چهارم است يعنى اشتباه و خطا در امور زندگى و تشخيص صلاح و فساد و يا سود و زيان.
[١] شرح تجريد قوشچى، ص ٤٦٤.
[٢] جز قاضى عبد الجبار كه كذب سهوى را در تبليغ رسالت نيز تجويز كرده است (شرح قوشچى، ص ٤٦٤).