منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٢
اين حد به احاديث اسلامى بى مهرى نشان ندهند.
ترمذى در صحيح خود از سعد وقاص نقل مى كند كه: در ماجراى مباهله، پيامبر، على و فاطمه و حسن و حسين را خواست و گفت:«اَللّهُمَّ هؤلاءِ أَهْلِى» باز وى در صحيح خود نقل مى كند كه پيامبر حسن وحسين و على و فاطمه را با پارچه پوشانيد و فرمود:
«الَّلهُمَّ هؤلاءِ أَهْلُ بَيْتى فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً قالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ وَأَنَا مَعَهُمْ يا نَبِىَّ اللّه؟ قالَ أَنْتِ عَلى مَكانِكِ وَأَنْتِ عَلى خَيْر».[١]
«خدايا آنان اهل بيت من هستند، خدايا پليدى را از آنان دور ساز و آنان را به نحو خوبى، پاكيزه گردان! و امّ سلمه مى گويد: گفتم: اى پيامبر خدا! من هم از آنان هستم؟ فرمود: تو بر جاى خود باش (وارد كسا مشو) تو زن خوبى هستى».
مسلم در صحيح خود نقل مى كند: پيامبر كسا مشكى نقشه دارى بر دوش افكنده بود، حسن وارد شد. او را در آن وارد ساخت سپس به ترتيب حسين و فاطمه وعلى وارد شدند; پيامبر كسا را بر سر همگان كشيد و فرمود:
(إِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّركُمْ تَطْهِيراً) .[٢]
اينها رواياتى است كه در صحاح وارد شده و اگر روايات ديگرى را كه در غير اينها وارد شده مانند (طبرى در تفسير و سيوطى در الدر المنثور) بر آنها بيفزاييم، مطلب از حدّ تواتر بالا مى رود، و هر نوع مخالفتى با آنها، يك نوع تفسير به رأى و اجتهاد در مقابل نص خواهد بود.