منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١١
مورد ضماير را مذكر آورده و به جاى «عنكنّ» و «يطهركنّ»، (عنكم) و (يطهّركم) آورده است در حالى كه محور در اين آيات زنان پيامبر است؟
و اگر مذكر بودن ضماير به خاطر «تغليب» باشد بايد به اين نكته توجه كرد كه محور تغليب، فزونى افراد يك طرف بر طرف ديگر است در حالى كه در اينجا تعداد زنان بيش از تعداد طرف مقابل (على و حسنين) است! در اين صورت بايد ضماير را مؤنّث بياورد نه مذكّر.
رابعاً: چنين تفسيرى در حكم مقابله با نصوص نبوى و روايات متواتر است و هرگز صحيح نيست كه اين همه روايات متواتر را به خاطر وحدت سياق ردّ كنيم.
خداوند قرآن را به پيامبر فرو فرستاد و او را مأمور به تلاوت، آنگاه به تبيين و تفسير او كرد آنجا كه فرمود:
(...وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرونَ) .[١]
«قرآن را به سوى تو فرو فرستاديم تا براى مردم، آنچه را كه براى آنان نازل شده است، بيان كنى و شايد آنان نيز بينديشند».
وظيفه پيامبر در تلاوت قرآن خلاصه نمى شود، بلكه در كنار آن وظيفه ديگرى دارد وآن «تبيين» و «توضيح» مفاد آيات است، آنجا كه نياز به بيان و توضيح دارد، و در اين مورد، پيامبر به انحاى مختلف به توضيح آيه پرداخته است.
اگر طرفداران اين نظريه، به روايات شيعه عنايتى ندارند، لا اقل به روايات اهل تسنن، آن هم روايات موجود در صحاح عنايتى نشان دهند و تا
[١] نحل/٤٤.