منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٠
عهد است و به خانه مشخصى كه در ذهن مخاطب و متكلم نوعى تعيّن دارد اشاره مى نمايد،
حالا اگر مقصود از آن خانه، خانه خشت وگلى و سنگ،و آجرى باشد، چنين خانه اى خانه معهود است و آن خانه معهود جز خانه دخت پيامبر، خانه ديگرى نيست; زيرا همان طور كه يادآور شديم، شمول آيه بر اين خانه قطعى است، شك و شبهه درباره ديگران است و چون الف و لام براى عهد است، طبعاً خانه واحدى به نام خانه زهرا را در بر خواهد گرفت و بس.
ولى اگر مقصود از آن، خانه معنوى افراد منسوب به صاحب نبوت و رسالت مى باشد. نمى توان براى آن معناى وسيعى قائل شد و آن را بسان «اهل بيت الرجل» وسيع و گسترده گرفت، بلكه بايد گفت مقصود كسانى هستند كه با اين بيت به نوعى در ارتباط وپيوند باشند و بيت نبوت و رسالت به نحوى بر آنها سايه افكند، و از بيت معنوى به نحوى تغذيه شوند و در پوشش و شعاع اين موهبت الهى قرار گيرند وچون به حكم خاتميتِ پيامبر اين گروه، نبى و پيامبر نيستند بايد از جهاتى شبيه پيامبر باشند و در قلّه كمال قرار گيرند و به طور مسلم همسران پيامبر داراى چنين كمالاتى و جزو چنين بيتى نبوده اند.
و اين اوّلين بارى نيست كه عرب لفظ «بيت» را در يك امر معنوى(نه خانه خشتى) به كار مى برد، به گواهى اين كه عرب اين كلمه را مى گويد:مانند «بيوتات العرب» و آن را در انساب و قبايل به كار مى برد.
ثانياً: مفاد آيه به حكم اراده تكوينى، عصمت اهل بيت را مى رساند و همسران رسول گرامى به اتفاق امت، معصوم نبوده اند.
ثالثاً: اگر دخول آنان در آيه به خاطر سياق آيه باشد، پس چرا در اين