منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٦
مصعب بن زبير مى گويد: او پيرو مكتب خوارج بود و مدعى بود كه ابن عباس نيز چنين بوده است.
عطاء بن ابى رباح مى گويد: عكرمه اباضى بود، احمد بن حنبل مى گويد: او از گروه «صفريه» (فرقه اى از خوارج) بود و بيشتر به نزد اميران مى رفت و جوايز آنان را مى پذيرفت.
سليمان بن معبد مى گويد: عكرمه و «كثير» در يك روز مردند و مردم فقط بر جنازه دومى نماز گزاردند، و برجنازه عكرمه تنها سياهان مدينه نماز گزاردند.
عبد اللّهبن حارث مى گويد: بر على بن عبد اللّه بن عباس وارد شدم و ديدم عكرمه را بر «باب الحش» بسته است، علت آن پرسيدم گفت: بر پدرم دروغ مى بندد.
محمد بن بحرينى مى گويد: بدم نمى آيد كه عكرمه اهل بهشت باشد ولى او مردى «كذاب» است.
ابن ابى ذئب مى گويد: عكرمه را ديدم ولى قابل اعتماد نبود.
فضل سينانى از مردى نقل مى كند، عكرمه را در حال بازى با «نرد» ديدم. يزيد بن هارون از سه شخصيت به نام هاى :ايوب، يونس و سليمان تيمى نقل مى كند: عكرمه «غنا» را شنيد آنگاه درباره خواننده گفت: خدا او را بكشد چه قدر زيبا مى خواند.
احمد بن حنبل مى گويد: مالك فقط يك حديث از او نقل كرده است.[١]
اين نوع كلمات حاكى از انحراف اين مرد از خاندان على و عدم وثاقت اوست، آيا مى توان به روايت چنين فردى احتجاج كرد؟
دومين فردى كه اين نظريه را از او نقل كرده اند مقاتل بن سليمان بلخى
[١] ميزان الاعتدال في نقد الرجال ذهبى، ج٣، ص ٩٣ـ ٩٧.