منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٠
نيست.
٢. خداى بزرگ بر انجام قبيح وكار زشت قادر و توانا است، ولى هرگز انجام نمى دهد و نكردن دليل بر نتوانستن او نيست.
بنابر اين معصوم در طول عمر، مصدر گناه نمى شود و هرگز مرتكب خلاف نمى گردد، ولى مرتكب نشدن و انجام ندادن گواه بر نتوانستن نيست.[١]
ب. آيا اين نوع عصمت افتخار نيست؟
در اين جا پرسش ديگرى نيز مطرح مى گردد و آن اين كه: درست است كه عصمتِ الزامى و جبرى، ملازم با ترك گناه و به صورت اجبار و الزام نيست و عصمت مسأله اى است و ترك گناه مسأله اى ديگر، هر چند دومى به گونه اى از آثار اوّلى شمرده مى شود ولى در هر حال عصمت موهوبى و تفضلى كه از جانب بالا افاضه مى گردد، و خود انسان آن را كسب نكند قابل ستايش نمى شود; زيرا كمالى قابل ستايش است كه انسان آن را با كمال اختيار كسب كند، نه اين كه نخواسته از عالم غيب به او داده شود.
پاسخ: اين پرسش تازگى ندارد و درباره كليه مواهب غيبى جارى و حاكم است و پاسخ اين پرسش را در مسأله «موهوبى» بودن عصمت در گذشته داديم ديگر به آن باز نمى گرديم و حاصل آن گفتار اين است: افاضه عصمت نياز به وجود زمينه هاى پيشين دارد كه در آنها ايجاد لياقت و شايستگى نمايد، وبخشى از اين زمينه ها ارثى است و بخشى ديگر اكتسابى است كه خود معصومان در طول زندگى آن را تحصيل مى كنند.
[١] به اين پرسش پاسخ ديگرى نيز داده شده است و ما نيز در تعليقه خود بر كتاب «أقطاب الدوائر» ص ٦١ـ٦٣ به اين پرسش پاسخ گفته٣ايم، ولى آنچه در اين جا نگارش يافت از وضوح بيشترى برخوردار است.