منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٥
و «شدن» با يكديگر متلازم مى باشند و خواست خدا با شدن آن شىء توأم است; زيرا نه نقصى در قدرت و توان«فاعل» وجود دارد و نه متعلقِ اراده يك شىء ممتنع و محال مى باشد، در اين صورت جهت ندارد كه اراده او بر وجود چيزى تعلق بگيرد، امّا آن شىء تحقق نپذيرد.
در اين صورت درمورد آيه بايد گفت كه: خداوند «عصمت اهل البيت» را خواسته و به آن نيز جامه عمل پوشانده است و مصونيت به صورت يك پديده ضرورى در روح و روان آنان تحقق پذيرفته است; در اين صورت پرسش هايى پيش مى آيد كه به تدريج مطرح مى گردند.
الف. اراده تكوينى و آزادى معصوم
قراين ياد شده به روشنى ثابت كرد كه منظور از «اراده» در اين آيه، اراده تكوينى است و خواست خداوند در مورد آن با «شدن» همراه و همگام است و او عصمت «اهل البيت» را خواسته، وخواسته او نيز جامه عمل پوشيده است.
در اين جا پرسشى مطرح مى شود و آن اين كه: اگر اراده خدا در مورد عصمت «اهل البيت» تحقق پذيرفته است و آنان به حكم «امتناع تفكيك مراد از اراده»حتماً بايد مصون و معصوم از گناه باشند در اين صورت يك چنين عصمت حتمى و قطعى، با اختيار وحريّت آنان منافى مى باشد و در ترك گناه و انجام واجبات مجبور خواهند بود و بر خلاف، و گناه و تمرد و طغيان قادر نخواهند بود، در حالى كه برداشت ما از «عصمت» اين است كه معصوم در عين عصمت، قادر بر انجام گناه نيز هست، هر چند با توجه به آن، انجام نمى دهد و اگر عصمت اهل بيت مورد اراده تكوينى خدا باشد به حكم «امتناع تفكيك مراد از اراده» بايد الزاماً معصوم باشند و چنين عصمتِ الزامى، با اختيار و آزادىِ معصوم سازگار نيست.