منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٥
هم كوتاه باشد و هرچند هم تائب و طاهر گردد، مانع از آن است كه امام و پيشواى مردم شود و به اصطلاح حدوث آن حالت در ايجاد محروميت ابدى كافى است.
در اين جا مى توان از دو راه ثابت نمود كه موضوع در آيه مورد بحث از مواردى است كه وجود آن در طول عمر هر چند يك بار در محروميت از مقام امامت كافى است، اينك بيان هر دو راه:
١. هدف از اعزام رجال وحى و مبلغان آسمانى اين است كه مردم در پرتو گرايش به آنها در مسير سعادت قرار گيرند و براى همين منظور بايد در صفحه زندگى آنان نقطه ضعفى كه مايه تنفر مردم و ناباورى آنها به صدق گفتار آنان است، وجود نداشته باشد; زيرا براى مردم بسيار سخت و گران است كه از كسى پيروى كنند كه پاسى از عمر خود را در فساد و گناه، خلاف و نافرمانى گذرانده و پس از مدتى خود را پيشواى مردم بخوانند.
توبه و انابه و گرايش به راه راست مطلبى است و تأثير زندگى ديرينه درموقعيت انسان در مسير تبليغ و دعوت، مطلبى است ديگر. از نظر نخست، كار تائبان، زيبا و ستوده شمرده مى شود در حالى كه از نظر مردم آثار منفى گناهان گذشته در نفوذ در مردم، قابل انكار نيست، از اين جهت مقتضاى مشيت حكيمانه الهى اين است كه افرادى را بر اين مناصب برگزيند كه در صفحه زندگى آنان نقطه ضعفى وجود نداشته باشد و كسانى را كه در بخشى از عمر خود منحرف و زشت كار بوده باشند از ارتقا به چنين مقامى محروم سازد.
٢. راه دوم دقت در سؤال ابراهيم است و اين كه كدام يك از صورت هاى ياد شده در زير مى تواند مورد درخواست او باشد تا نفى الهى (لا ينال عهدى)