منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٠
ظلم به هر صورت مانع از امامت است
آيه به روشنى هر نوع ظلم وتعدى و خلاف و گناه را خواه به صورت گناه قلبى (شرك) و يا گناه خارجى آن هم اعم از كبيره و صغيره، مانع از افاضه مقام امامت مى داند وچنين فردى به خاطر نداشتن حالت خداترسى و خويشتن دارى از تجاوز از مرز و حد، شايستگى امامت و پيشوايى، اسوه و الگو بودن، قيادت و زمامدارى را ندارد.
گواه بر اين كه آيه از نظر مفهوم «ظلم» وسعت و گسترش دارد و همه نوع ظلم ها و تعدى ها و همه نوع خلافها و گناه ها را در بر مى گيرد، لفظ (الظّالِمينَ) است كه به صورت جمع همراه با الف و لام وارد شده است و به خاطر استغراقى كه مفاد آن است همه ظالمين را شامل مى شود.[١]
روى اين اساس آيه اعلام مى دارد كه ظالم به صورت مطلق از نيل به مقام امامت محروم مى باشد، خواه اين ظالم بر ظلم و تعدى خود باقى بماند، يا از آن دست بردارد و توبه كند، و ارتكاب ظلم در طول زندگى مانع از نيل به اين مقام است و توبه و بازگشت از عمل زشت، تأثيرى در اين قسمت ندارد تو گويى ارتكاب ظلم در طول زندگى اين اثر را دارد كه اين فرد لياقت و شايستگى خود را از دست مى دهد.
و به ديگر سخن: ظالم ها بر دو نوعند:
١. بر ظلم و ستم خود باقى مى مانند.
٢. از ظلم و تعدى دست برداشته و راه توبه و ندامت را پيش مى گيرند.
[١] به اصطلاح ، جمع مُحَلّى با الف و لام (الظّالمينَ) مفيد استغراق است وا ستغراق در افراد «ظالم» موجب استغراق در انواع ظلم نيز مى باشد، و تفكيك ميان دو استغراق صحيح نيست. اگر مثلاً همه علما محترم شمرده شوند، همه نوع علم از احترام برخوردار خواهد بود.