منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٤
مى كرد و امامت او پس از خودش نيز ا دامه داشت تا آنجا كه تمام پيامبران بنى اسرائيل با آن همه عظمت (حتى پس از نيل به قدرت)خود را پيرو ابراهيم دانسته و بر او اقتدا مى كردند.
روزى كه اهل كتاب درباره ابراهيم به نزاع پرداختند و هر گروهى از يهود و نصارى او را از آن خود دانست، قرآن براى قطع نزاع آنان، دو مطلب را يادآور شد:
١. شأن ابراهيم بالاتر از آن است كه او جزو يكى از اين دو گروه باشد.
٢. سزاوارترين فرد به ابراهيم كسانى است كه از او پيروى كرده اند، و اين اشخاص پيامبر گرامى و مؤمنان وفادار مكتب او مى باشند، چنان كه مى فرمايد:
(ما كانَ إِبْراهيمُ يَهُودِيّاً وَلا نَصْرانيّاً ولكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ).[١]
«ابراهيم نه يهودى ونه نصرانى بود (واو بالاتر از آن بود كه جزو يكى از اين دو گروه باشد) او يك فرد «حنيف» (پيراسته از هر نوع انحراف از جاده توحيد) و مسلمان بود، و مشرك نبود».
(إِنَّ أَولَى النّاسِ بِإِبْراهيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهذا النَّبِىُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللّهُ وَلِىُّ الْمُؤْمنينَ).[٢]
«شايسته ترين مردم به ابراهيم كسانى هستند كه از امم گذشته از او پيروى كرده اند و (از اين امت) پيامبر و افراد با ايمان است و خداوند سرپرست مؤمنان مى باشد».
[١] آل عمران/٦٧.
[٢] آل عمران/٦٨.