منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٢
الهى بايد به آنان اقتدا نمايند و از خطوطى كه ترسيم مى نمايند، خارج نشوند.
٢ . (وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الكِتابَ فَلاتَكُنْ فى مِرْيَة مِنْ لِقائِهِ وَجَعَلْناهُ هُدًى لِبَنى إِسْرائيلَ* وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لمّا صَبَرُوا...) .[١]
« به موسى كتاب داديم، در نزول كتاب به او شك و ترديد مكن، آن را مايه هدايت براى بنى اسرائيل قرار داديم و از بنى اسرائيل (نه پيامبران!) پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما هدايت مى كردند، به خاطر صبرى كه از خود نشان دادند».
در اين آيه ضمير (مِنْهُمْ) كه به معنى برخى است، به بنى اسرائيل بر مى گردد، و مفاد آن اين است كه گروهى از بنى اسرائيل را (نه گروهى از پيامبران بنى اسرائيل را) امام و پيشوا قرار داديم.
اين گروه كه آيه از آن ياد مى كند، همان پيامبران بنى اسرائيل مى باشند و موسى بن عمران نمونه بارز آنها است و ملاك امامت آنها همان نبوت آنان مى باشد.
علت اين كه علاّمه طباطبايى و برخى ديگر تصوّر كرده اند كه ملاك امامت آنان غير از نبوّت آنها بوده اين است كه گمان كرده اند كه مرجع ضمير در (مِنْهُمْ) به پيامبران بنى اسرائيل برمى گردد و چون «مِنْ» در آيه مفيد معناى «تبعيض» است، طبعاً مقصود اين است كه برخى از پيامبران بنى اسرائيل را امام قرار داديم; در اين صورت نتيجه گرفته اند كه ملاك امامت آنان بايد غير از نبوّت آنها باشد و اگر ملاك امامت آنها، نبوّت آنها بود، اين ملاك را همه پيامبران دارا بودند، ديگر تبعيض علّتى نداشت، در حالى كه دقت در اين آيه روشن مى سازد كه مرجع ضمير همان، نزديك ترين كلمه يعنى لفظ «بنى
[١] سجده/٢٣ـ ٢٤.