منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٦
فِعْلَ الْخَيراتِ...).[١]
« ما آنها را امامانى قرار داديم كه به امر ما مردم را هدايت كنند، و انجام كارهاى نيك را به آنان وحى كرديم».
و در جاى ديگر مى فرمايد:
( وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا...) .[٢]
«برخى از آنان را امام قرار داديم تا مردم را به وسيله امر ما هدايت كنند; زيرا آنان صبر كردند».
اين آيات مى رساند كه امام علاوه بر ارشاد وهدايت ظاهرى، داراى يك نوع هدايت وجذبه معنوى است كه از سنخ عالم «امر» و «تجرد» مى باشد و به وسيله حقيقت و نورانيت و باطن درون خود، در قلوب مردم شايسته تأثير و تصرف نموده و آنها را به سوى مرتبه كمال و غايت ايجاد جذب مى كند.
استاد علاّمه طباطباييرحمه اللّه در تفسير «الميزان» مى فرمايد:
تفسير «امامت » به نبوت و «مطاع بودن» و «خلافت»و «وصايت» و «رياست در امور دين و دنيا» تفسير مبتذلى است و سرچشمه آن اين است كه لفظ «امامت» به مرور زمان به خاطر كثرت استعمال معنى واقعى خود را از دست داده و اين معنى جديد را به خود گرفته است; زيرا «مطاع» بودن از لوازم نبوّت است و ارتباطى به امامت كه ابراهيم پس از نبوّت به آن مقام مفتخر گرديد، ندارد و همچنين است «نيابت» و «وصايت» و «رياست» همگى نوعى «مطاع» بودن است و حقيقت مطاع بودن جز داشتن يك مصدر اجتماعى چيز ديگرى نيست.
[١] انبياء/٧٣.
[٢] سجده/٢٤.