منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٥
سخن مربى دلسوز خود است كه خواه ناخواه در او يك رشته ملكات روحى ارزنده اى پديد مى آورد و در اجتماع به زندگى سعادتمندى نايل مى گردد، هرچند خود از آن آگاه نباشد.
يا بسان پيروى بيمار از دستور پزشك است كه ناخود آگاه در درونِ خود، صحت و تندرستى پديدمى آورد.
بنابراين در درون اين حيات مادى، حيات ديگرى (حيات باطنى و معنوى) وجود دارد كه از اعمال او سرچشمه مى گيرد و رشد مى كند و خوشبختى و يا بدبختى وى، در زندگى آن سرا بستگى كامل به آن دارد.
قرآن اين حقيقت را (كه حيات پاكيزه اخروى مولود اعمال نيك ماست) به روشنى تأييد مى كند و براى نيكوكاران و اهل ايمان، حيات ديگر و روح ديگرى بالاتر از اين حيات ثابت مى نمايد آنجا كه مى فرمايد:
(مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَر أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً...) .[١]
«هركس از مرد و زن در حالى كه مؤمن است، عمل صالحى انجام دهد اورا با زندگى پاكيزه و خوب زنده مى كنيم».
امام آن رهبر و راهنمايى است كه نه تنها در مرحله اعمال ظاهرى ما را هدايت مى كند، بلكه در هر مرحله، حيات معنوى نيز رهبرى به عهده اوست، وحقايق اعمال با رهبرى او سير مى كنند.
قرآن در مواردى كه از امام سخن مى گويد بلا فاصله هدايت آنان را مطرح مى كند چنان كه مى فرمايد:
(وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ
[١] نحل/٩٧.