منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٦
رَبِّى لَسَمِيعُ الدُّعاءِ).[١]
«سپاس خدا را براى من در دوران پيرى اسماعيل و اسحاق را بخشيد او شنونده دعا است».
صريح آيه ديگر حاكى است كه او پيش از آن كه داراى ذريّه گردد، وحى الهى كه نشانه نبوّت است بر او فرود مى آيد، و او را به انجام امورى موظف مى ساخت، و در همان زمان كه به مقام نبوّت و رسالت رسيده بود، از طرف خدا بشارت داده شد كه به همين زودى داراى فرزندى حليم و بردبار و فرزندى عليم و دانا مى شود و چنين بشارت در سه مورد وارد شده و در هر سه مورد او نبىّ و پيامبر بوده، به گواه اين كه: در مورد اسماعيل وحى بر او نازل مى شده و در مورد «اسحاق» با فرشتگان مجسم سخن مى گفت.
خدا در يك مورد، فرزند موعود اورا به «حليم» توصيف كرده چنان كه مى فرمايد:
(وَقالَ إِنّى ذاهِبٌ إِلى رَبّى سَيَهْدِينِ* رَبِّ هَبْ لى مِنَالصّالِحينَ* فَبَشَّرناهُ بِغُلام حَليم* فَلَمّا بَلَغَ مَعِهُ السَّعْىَ...)[٢]
« او پس از آنكه در ميان آتش پرتاب شد، و از آن نجات يافت، گفت من به سوى خدايم مى روم، او مرا به زودى هدايت مى كند (بابل را به عزم فلسطين ترك مى نمايم)، به او بشارت داديم به غلام بردبار(اسماعيل) آنگاه كه با او به «مسعى» رسيد...».
در اين مورد مقصود از غلام به قرينه «حليم» و به گواهى (فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ) همان اسماعيل است و آيه گواهى مى دهد كه او پيش از آن كه داراى فرزندى به نام «اسماعيل» گردد، طرف خطاب الهى بود، به گواه نزول
[١] ابراهيم/٣٩.
[٢] صافات/٩٩ـ ١٠٢.