منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨١
«امام كسى است كه به آن اقتدا شود و در كارها مقدم گردد، پيامبر امام امامان و خليفه امام رعيت، و قرآن امام مسلمانان است».
ابن منظور در لسان العرب مى گويد:
«الإمام من ائتم به من رئيس وغيره وفى التنزيل: (فَقاتِلُوا أَئِمّة الكُفْر) أى قاتلوا رؤساء الكفر وقادتهم، الذين ضعغاءهم تبع لهم».
«امام كسى است كه به او اقتدا مى شود، مانند رئيس و غيره، در قرآن مى فرمايد: با امامان كفر نبرد كنيد، مقصود سران كفر و زمامداران آنها است كه افراد مستضعف تابع آنها مى باشد» آنگاه مى گويد:
«إمام كلّ شىء قيِّمُه والمصلح له والقرآن إمام المسلمين...».[١]
«امام هر چيز، كسى است كه قائم به امور او و اصلاح كننده كارهاى اوست و قرآن امام مسلمانان است».
فيروز آبادى در قاموس نيز عين عبارت لسان را آورده است و چيزى بر آن نيفزوده است و انگشت روى مصاديق امام نهاده و قرآن و پيامبر و خليفه و فرمانده لشگر را از معانى امام (صحيح تر از مصاديق آن مفهوم كلى) دانسته است.
آنگاه مى گويد:«وما يتعلمه الغلام كلّ يوم و ما امتثل عليه المثالُ ، والدليل...وخشبة يسوّى عليها البناء».
«درسى كه نوجوان هر روز مى آموزد و نقش و صورتى كه همانند آن بكشد و دليل وراهنما وچوبى (طراز) كه با آن بنّاها، بنا را هماهنگ مى سازند».
اين جمله ها همگى تقريباً به يك معنى اشاره مى كنند و آن اين كه: چيزى
[١] لسان العرب،ج١٢، ص ٢٤، ماده امم تا آخر عبارت مقاييس.