منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٧
پاداش و تقدير نمى گرديد.
اين حقيقت را امير مؤمنان على (عليه السلام) در نهج البلاغه در يك جمله كوتاه و پر معنى بيان كرده و مى فرمايد:
«هرگز نگوييد كه خدايا از امتحان و آزمايش به تو پناه مى برم; زيرا در جهان كسى نيست كه آزمايش نشود، بلكه به هنگام دعا بگوييد: خدايا از آزمايشهاى گمراه كننده به تو پناه مى بريم(يعنى از آن آزمايش هايى كه نتوانم از عهده آنها برآمده و به وسيله آنها خود را كامل سازم).
سپس امام چنين توضيح مى دهد كه مقصود از امتحان و آزمايش كسب اطلاع و آگاهى نيست; زيرا چيزى در جهان بر خدا مخفى نمى باشد، بلكه:
«لِيَتَبَيَّنَ السّاخِطَ لِرِزْقِهِ وَالرّاضِىَ بِقِسْمِهِ وَإِنْ كانَ سُبْحانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَلكِنْ لِتَظْهَرَ الأَفْعالُ الَّتى بِها يُسْتَحَقُّ الثَّوابُ وَالعِقابُ».[١]
«هدف اين است كه آن صفات درونى مانند رضا و خوشنودى و يا غضب و خشم از بهره هاى خدادادى، آشكار گردد و اين صفات باطنى به صورت فعل و عمل خارجى تجلى كنند تا استحقاق ثواب وعقاب و كيفر و پاداش صورت گيرد».
چنانكه ملاحظه مى فرماييد: امام، هدف از امتحان را اين مى داند كه در سايه امتحان، آن صفات درونى و استعدادهاى باطنى به صورت فعل خارجى جلوه كنند و افراد بر اثر تجسم صفات درونى، به صورت عمل و فعل خارجى، شايسته پاداش و كيفر گردند و گرنه آنها را با صفات درونى (بدون عمل خارجى) نه پاداش مى توان داد و نه كيفر نمودو در حقيقت تكاملى صورت نمى گيرد.
مثلاً هنگامى كه خداوند ابراهيم را با فرمان ذبح اسماعيل، آزمايش
[١] نهج البلاغه عبده، كلمات قصار، شماره ٩٣، چاپ بيروت.