منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٦
واقعيت هايى بى خبر باشد، خدايى كه از همه چيز، چه پيش از آفرينش وچه پس از آن آگاه است، چه نيازى به امتحان و آزمون دارد؟ و در مورد بحث، خدا از لياقت وشايستگى ابراهيم كاملاً آگاه بود و ديگر براى امتحان انگيزه اى در كار نبوده است.
پاسخ اين پرسش روشن است و آن اينكه امتحان به خاطر يكى از دو انگيزه انجام مى گيرد: يكى كسب آگاهى از زمينه ها ولياقت ها و ديگرى به خاطر به فعليت رسانيدن لياقت ها و تجلى شايستگى هاى موجود درونى به گونه اى كه اگر امتحان در كار نباشد، شايستگى به صورت ماده خام در روح و روان انسان باقى مى ماند، و در حقيقت با اين امتحان است كه لياقت بالقوه را به معرض فعليت درآورده و به آن كمال مى بخشد.
و به ديگر سخن: هدف او از امتحان بندگان تربيت و پرورش استعدادهاى بندگان است.
توضيح اينكه: روزى كه بشر، ديده به جهان مى گشايد در نهاد او يك سلسله استعدادها و امكانات شگفت انگيز وجود دارد، و همه كمالات انسانى و فضايل اخلاقى به صورت استعداد در كانون وجود او نهفته، و سرشت او با آنها عجين و خمير شده است،ولى اين استعدادها بسان منابع زيرزمينى است كه بدون وسايل مخصوص آشكار نمى شوند، و از مرحله قوه و استعداد به مرحله فعليت نمى رسند، بديهى است كه اين شايستگى ها تا به مرحله ظهور نرسند هرگز تكامل و فضيلت و به دنبال آن پاداش و ثواب وجود خارجى نخواهد يافت.
چنين آزمايشى به منظور تربيت انسانها و پرورش صفات عالى انسانى در كانون وجود آنها، انجام مى گيرد و اگر اين تكاليف و آزمايشها نبود، هرگز اين شايستگى ها در كانون وجود انسانها ظاهر و آشكار نمى گشت وكسى مستحق