منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٤
٣. او زادگاه خود «بابل» را شايسته زندگى نديد، و تصميم گرفت كه دست همسر خود ساره را بگيرد و در نقطه اى دور از بت پرستان (فلسطين) زندگى كند و رنج غربت را به خاطر خدا پذيرا گردد، چنانكه مى فرمايد:
(...إِنّى ذاهِبٌ إِلى رَبِّى سَيَهْدِينِ) .[١]
«من به سوى پروردگار خود مى روم، او مرا هدايت مى كند».
٤. او از طرف خدا مأمور شد كه همسر و فرزند خود را در سرزمين بى آب و علف(مكه) رها كند.
٥. او پس از مدتى به مكه بازگشت، آنگاه كه با فرزند خود «اسماعيل» به مسعى رسيدند دستور الهى فرود آمد كه فرزند خود را در راه خدا ذبح كند، او جريان را به فرزند خود گفت او نيز پذيرا شد كه در راه خدا ذبح گردد، لحظه انجام كار ندا آمد كه مأموريت خود را به نحو احسن انجام دادى.
(...يا بُنَىَّ إِنِّى أَرى فِى المَنامِ أَنّى أَذْبَحُكَ...) .[٢]
قرآن پس از نقل اين پنج سرگذشت، در سوره صافات كه هر يك با كوهى از مشكلات همراه و همگام است و جز مردان بزرگ از عهده انجام آنها بر نمى آيند، مى فرمايد:
(إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبينُ) .[٣]
«اين همان امتحان مهم و آشكار است».
در اين سوره مجموع اين چهار سرگذشت ابراهيم يا خصوص ذبح فرزند در راه خدا، با «بَلاء مبين» كه به معناى «آزمونِ آشكار» است، توصيف شده است و خود مى رساند كه جمله (إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ) ناظر به حادثه ذبح و مشابه آن است كه در اين سوره مجموعاً بيان شده اند و اگر آمادگى براى ذبح ولد
[١] صافات/٩٩.
[٢] صافات/١٠٢.
[٣] صافات/١٠٦.