منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٣
يك چنين تفسيرهاى بى جا، حاكى از عدم مراجعه به آيات وارده، در داستان ابراهيم خليل است و اگر اين گروه در تفسير قصص قرآن، از روش تفسير موضوعى كه جدا از تفسير آيه به آيه نيست، پيروى مى كردند، قطعاً به چنين احتمالاتى دل نمى بستند. و نسبت اين نظريه به «ابن عباس» كاملاً مورد ترديد است.
تفسير صحيح كلمات
قرآن در سوره صافات سرگذشت ابراهيم را از آيه ٨٣(وَإِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لإِبْراهيمَ) شروع نموده و در آيه ١١٣ (وَبارَكْنا عَلَيْهِ وَعَلى إِسْحاقَ...) به پايان رسانيده است و در اين آيات از مجموع سرگذشت هاى گوناگون او سخن مى گويد، هر چند مشروح آنها، در سوره هاى ديگر نيز آمده است اينك اين مجموعه:
١. مبارزه منطقى او با بت پرستان، تا لحظه اى كه فهميد كار از مرحله منطق و دليل گذشته، بايد كانون فساد آنان را درهم بكوبد و عملاً تفهيم كند كه از اين خدا نمايان كارى ساخته نيست، از اين جهت روزى كه همگان شهر را ترك كردند او به عنوان اينكه بيمار است، در شهر ماند و در غياب آنان، تمام بتهاى بتكده را شكست جز بت بزرگ كه تبر را به دست او داد:
(فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمينِ) .[١]
٢. او در محكمه اى، محاكمه گرديد و محكوم شد كه در ميان آتش پرتاب شود، سرانجام او را در دريايى از آتش افكندند و خدا او را نجات داد.
(...فَأَلْقُوهُ فِى الْجَحيمِ) .[٢]
[١] صافات/٩٣.
[٢] صافات/٩٧.