منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٠
و گاهى روى عنايت (به طور مجاز) در اعيان خارجيه به كار مى رود تا آنجا كه مسيح، «كلمه خدا» و جهان «كلمات» خدا شمرده شده اند[١] ولى مقصود در اين مورد، يك رشته امر و نهى و دستورهايى است كه به وسيله آن ابراهيم مورد آزمايش قرار گرفت، اصولاً راه و روش آزمايش در ميان بزرگان به نحوى است كه پيوسته براى به دست آوردن پايه اخلاص و صداقت فردى دستوراتى صادر مى كنند كه اطاعت آنها ، روشنگر پايه اخلاص او مى باشد.
بنابر اين مقصود از «كلمات» يك سرى اوامر و نواهى است كه به وسيل آن ابراهيم در بوته امتحان قرار گرفت.
ممكن است گفته شود كه مقصود از آن، خود محنت ها ومشقت هايى است كه زندگى ابراهيم را فرا گرفت. ولى بايد توجه نمود: اطلاق «كلمه» و يا «كلمات» بر محنت ها ومشقت ها يك نوع مجاز است، و مصحح آن اين است كه كارهاى مشقت بار از طريق كلام بيان مى گردد، و به صورت تكليف درمى آيد، از اين جهت شدايد را «كلمات»مى خوانند و مى گويند فلانى را با يك رشته سخنها و كلامهايى آزموديم و او را مخلص و وارسته يافتيم؟
اكنون بايد ديد كه ابراهيم با چه تكاليف و دستوراتى در بوته آزمون قرار گرفت؟ در اين جا مفسران نظراتى ابراز كرده اند كه به صورت فشرده يادآور مى شويم:
١. مقصود از«كلمات» همان «امامت» است و تحمل آن مقام، جدا از تكاليف شاق نيست، گواه بر اينكه مقصود از آن، همان «امامت» است اين است كه قرآن پس از جمله (وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلمات) فرمود:
(قالَ إِنِّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً) و هرگز نگفت: فقال يا «وقالَ»و اين
[١] نساء/١٧١، كهف/١٠٩و لقمان/٢٧.