منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٠
دليل عصمت امام
بحث هاى پيش ماهيت دو مكتب را در مسأله «امامت» و جانشينى پيامبر به گونه اى روشن ساخت و معلوم شد كه چرا «عصمت» شرط مقوم «امام» در بينش شيعى است، در حالى كه در نظر اهل سنت چنين شرطى مايه شگفتى مى باشد.
اصولاً خاصيت بينش شيعى ـ كه امامت را، ادامه انجام وظيفه مقام نبوّت و رسالت مى داند، و اينكه منهاى تأسيس دين و طرف وحى بودن، كليه وظايف نبى اكرم به امام محول است ـ اين است كه امام پس از وى، مانند خود او معصوم باشد و در غير اين صورت نمى تواند به وظايف محوله ادامه دهد; در حالى كه مقتضاى بينش سُنّى ـ كه مقام امامت را بسان مقام رياست جمهورى و نخست وزيرى تلقى مى كند ـ اين است كه در آن درايت و كفايت در اداره كشور، اكتفا مى ورزند، هر چند به انجام ديگر وظايف مقام نبوّت و رسالت قادر نباشد.
در كتابهاى ملل و نحل ويا نوشته هاى كلامى اهل سنت يكى از نقاط ضعف مذهب شيعه در نظر آنان اين است كه به عصمت على و فرزندان او عقيده دارند، و از اين عقيده وحشت زده و متعجب مى شوند همانطور كه ما (مثلاً) از شنيدن نظريه «جبريه» در تعجب و شگفت فرو مى رويم.
علت شگفتى آنان اين است كه به مسأله امامت از دريچه فكر خود مى نگرند و آن را يك مقام عادى و امام را يك شخصيت معمولى تلقى مى كنند! البتّه با اين بينش، عقيده به عصمت على و فرزندان او جز شگفتى پيامدى نخواهد داشت.
در حالى كه در بينش شيعه، كه امام مانند پيامبر واسطه نزول فيض معنوى از جانب خدا به امت است، كوچك ترين تعجّبى در كار نخواهد بود.