منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٤
را به كار بنده اى تشبيه مى كند كه از مولاى خود فرار كند آنجا كه مى فرمايد:
(إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ) .[١]
«آنگاه كه به سوى كشتىِ پُر جمعيّتى فرار كرد».
اباق در لغت عرب، فرار بنده اى را گويند كه از مولاى خود بگريزد، طبعاً عمل او در پيشگاه خدا داراى چنين چهره اى بوده است; به طورى كه خداوند راهى شدن او به سوى دريا و ترك منطقه، مأموريت را ـ با توجه به عظمت مسؤوليتى كه بر عهده داشت ـ مانندِفرار بنده اى دانسته است كه از مولاى خود بگريزد، و در نتيجه جا دارد هر نوع تخلفى از وظيفه ـ هر چند اين وظيفه، الزامى نباشد ـ بزرگ تلقى شود،و مورد ملامت قرار گيرد.
دستاويزهاى مخالفان عصمت درباره پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)
تا اينجا با دست آويزهاى مخالفان عصمت پيامبران آشنا شديم و به نقاط اشتباه آنان پى برديم و روشن شد كه اين آموزگاران الهى از هر نوع نقص و كاستى و خلاف و نافرمانى پيراسته مى باشند.
ولى اتمام بحث ايجاب مى كند: آياتى را كه با آنها بر عدم عصمت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) استدلال شده، مورد بررسى قرار دهيم، تا اين بحث را به صورت كامل به علاقمندان تفسير موضوعى عرضه كنيم.
[١] صافات/١٤٠.