منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٣
عذاب خواند در حالى كه خشمگين بود.[١]
بنابر اين ترك اولايى كه از او سر زد، همان درخواست نزول عذاب بود در حالى كه شايسته مقام او صبر بيشتر وشكيبايى فزون تر بود.
٢. از برخى از روايات استفاده مى شود: علت ملامت چيز سومى بوده است و آن اينكه وى پس از خروج، ازوضع قوم خود، خبر گرفت و آگاه شد كه عذاب از آنان برطرف شده (و شايد از توبه و ايمان آنان آگاه نبود) از اين خبر خيلى خشمگين شد، لذا به سوى قوم خود باز نگشت.[٢]
و در هر حال علت ملامت او مربوط به يكى از اين سه امر مى باشد:
١. منطقه را زودتر ترك گفت و در كنار قوم خود تا لحظه اى كه توقف ممكن بود، توقف نكرد.
٢. جام صبرش لبريز گرديد و براى قوم خود عذاب طلبيد.
٣. از وضع قوم خود خبر گرفت و روشن شد كه عذاب برطرف شده وچون از توبه و ايمان آنان آگاه نبود ـ با خشم و غضب بر قوم خود، راهى طرف دريا شد.
به هر حال هر كدام از اينها سبب ملامت باشد; هيچ كدامشان عمل محرَّم نيست و مورد نهى الهى نبوده، طبعاً فقط ترك اولايى بوده است كه از او سر زده است.
آخرين سؤالى كه در مورد او مطرح مى باشد اين است كه قرآن، عمل وى
[١] هرگز نبايد تصور شود كه متعلق «ندا» در اين آيه با متعلق ندا در آيه (فَنادى فى الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ) يكى است، بلكه به قرينه (وَهُوَ مَكْظُومٌ)متعلق آن درخواست عذاب بر قوم خود مى باشد.
[٢] بحار الأنوار، ج١٤،ص ٤٠٠.