منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٢
كارى را صورت دهد كه حقش اين بود كه انجام ندهد و اگر به تعدى به نفوس و نواميس و اموال، «ظلم» مى گويند، به خاطر اين است كه كار بى مورد و نابجايى است.
شكى نيست كه كار يونس،كارى متناسب با مقام او نبود و مقتضاى رأفت ورحمت مقام نبوّت، ايجاب مى كرد كه او در ميان آنان قرار گيرد و در حدّ امكان آنان را كمك كند ولى او بر عكس، منطقه را ترك گفت و قوم خود را بسان گله بى صاحب رها كرد و اين كار، شايسته مقام او نبود هر چند به نحو احسن، انجامِ وظيفه كرده بود.
دو احتمال ديگر در تفسير (الظّالِمينَ)
١. خدا در آيات سوره قلم به پيامبر دستور مى دهد كه بر تقدير خدا صابر و بردبار باشد آنجا كه مى فرمايد:
(فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَهُوَ مَكْظُومٌ) .[١]
«بر حكم و فرمان خدا صابر و بردبار باش و بسان مصاحب ماهى مباش، آنگاه كه ما را خواند در حالى كه از خشم گلوگير بود».
اين آيات به گونه اى حاكى است كه علت ملامت يونس از جانب خدا، همان كم صبرى در برابر فشارها و سرانجام طلب عذاب او بر قوم خود بوده است و ـ لذا ـ خدا به پيامبر سفارش مى كند كه مبادا جام صبرش لبريز گردد و عنان اختيار از كف بدهد و بر قوم خود عذاب بطلبد واين حقيقت با توجه به جمله (إِذْ نادى) به خوبى روشن مى شود ومفاد آن اين است كه ما را بر انزال
[١] قلم/٤٨.