منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٣
چنين مى فرمايد:
«أَرَأَيْتُمْ ما أُعْطِىَ سُلَيْمانُ بْنُ داوُدَ مِنْ مُلْكِهِ فَإِنَّ ذلِكَ لَمْ يَزِدْهُ إِلاّتَخَشُّعاً ما كانَ يَرْفَعُ بَصَرَهُ تَخَشُّعاً لِرَبِّهِ» .[١]
«عظمت و قدرت و حكومتى را كه خدا به سليمان بن داوود داده است، شنيده ايد; ولى اين قدرت گسترده براى او، جز خضوع در مقابل خدا نيفزود، او به خاطر خضوع به خدا، چشم به آسمان بلند نمى كرد».
٤. از اين بيان، پاسخ سؤال چهارم روشن گرديد; زيرا قرآن در آيات بعدى وضع گسترده او را بدينگونه بيان مى كند:
«به او قدرتى بخشيديم و باد را مسخر او ساختيم كه مطابق فرمان او به نرمى حركت مى كرد و به هر كجا كه مى خواست مى رفت، و شياطين را كه طبيعت آنها تمرد و سركشى است، مسخر او نموديم كه در سازندگى كشور و استخراج منابع گرانبهاى دريا در خدمت او باشند و گروهى ديگر در غل و زنجير تحت سلطه او قرار گرفته بودند».[٢]
چنين قدرت الهى و عظيمى كه نيروهاى جهان طبيعت و شياطين متمرد را در اختيار داشته باشد، شايسته هيچ انسانى به جز انسان معصوم مانند سليمان نيست; زيرا او و امثال او، ازاين قدرت در طريق آمال شخصى و سركوبى ديگران و بسط تعدّى و ظلم، بهره نمى گيرند و اين نوع حكومت فقط سزاوار سليمان بن داوود و انسانهاى معصومى است كه به قدرت به چشم وسيله مى نگرند نه هدف، آن را ابزار بسط عدالت و آيين توحيد مى دانند، نه ابزار آرزوها و رؤياها.
[١] روح البيان، ج٨، ص ٣٩.
[٢] به سوره٣ ص: آيه٣هاى ٣٧ـ ٤٠ مراجعه فرماييد.