منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٠
در اين آيات پرسشهايى به شرح زير مطرح مى باشد:
١. «ماهيت و واقعيت آزمون سليمان» چه بود؟
٢. طلب مغفرت از خدا، چگونه با مقام عصمت او سازگار است؟
٣. چرا براى خود حكومت مى طلبد؟
٤. چرا حكومتى را مى خواهد كه به غير او سزاوار نباشد؟ آيا اين جمله بوى بخل نمى دهد؟
پاسخ:
١. در باره پرسش نخست، ظاهر آيه بيش از اين نمى رساند كه خدا سليمان را با افكندن جسدى بر تخت او، آزمود و امّا اين جسد از آن چه كسى بود، وچگونه سليمان با اين كار دربوته آزمايش قرار گرفت، از خود آيه، چيزى در اين باره استفاده نمى شود، از اينكه ذيل آيه مى فرمايد:(ثُمَّ أَناب) : «به سوى خدا بازگشت» مى توان گفت: از وى كارى سر زده بود به خاطر آن كار او در بوته آزمايش قرار گرفت و سرانجام انابه نمود.
در اين مورد مفسران بالأخص آنان كه به گردآورى روايات به هر صورتى باشد، عنايت دارند احتمالاتى را نقل كرده اند كه بسيارى از آنها شبيه اسرائيليات، و ريشه آنها احبار يهود و كتابهاى آنها است.
در اين ميان تنها يك احتمال از آن احتمالات تا حدودى قابل اعتماد است و آن اينكه: او داراى فرزندى بود كه به او دل بسته بود، و او را مظهر اميدهاى خود در آينده مى دانست، خداوند با گرفتن جان او ـ به طورى كه حضرت سليمان جسد بى روح فرزند خود را در برابر ديدگان خود ديد ـ پايه مقاومت و شكيبايى او را در برابر مصايب آزمود و در ضمن تفهيم كرد كه قبل از هر چيزى بايد كارها را به خدا تفويض كرد و به او سپرد.