منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٨
آرى بنابر اين تفسيرى كه جمله دوم را به معناى شستن و شستن ساق و گردن گرفته است; اين اشكال متوجه نيست بلكه بر آن، اشكال ديگرى متوجه است كه هم اكنون يادآور مى شويم:
٩. اگر مقصود از (فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ) شستن ساق و گردن به عنوان وضو است، چرا اوّلاً، به جاى «غسل» ، «مسح» به كار برده؟ و ثانياً چرا به جاى «عُنُق» از لفظ «اعناق» كه جمع است استفاده كرده است در حالى كه سليمان يك گردن بيش نداشت و ثالثاً اطلاق لفظ «سوق» و اراده دو «ساق» كاملاً بر خلاف ظاهر است.
١٠. اگر مقصود از جمله(فَطَفِقَ مَسْحاً) زدن گردن و پى كردن آنها است پس چرا كلمه «مَسْحاً»را به جاى «ضرباً» يا «قطعاً» به كار برده است در حالى كه در زبان عرب اين كلمه به ندرت درمعناى قطع وبريدن به كار مى رود.[١]
١١. اگر مقصود از قتل و نابود كردن اين حيوانات فرو نشاندن غضب وخشم خود بودكه باعث شدند نماز سليمان قضا شود، اين چهارپايان زبان بسته و خدمتگزار جامعه انسانى تقصيرى نداشتند تا سليمان با شمشير به جان آنها بيفتد و اگر قتل آنها به خاطر اين است كه سبب فوت نماز شدند، در اين صورت بايد سليمان هر نوع سرگرمى را كه مايه اعراض از خدا مى گردد، از بين ببرد و به خشك و تر رحم نكند; زيرا دنيا سراسر، مايه «لهو» و سرگرمى و مايه بازماندگى انسان از خدا است چنانكه مى فرمايد:
(...إِنَّمَا الحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزينَةٌ وَتَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكاثُرٌ فِى الأَمْوالِ وَالأَولادِ...) .[٢]
[١] تنزيه الأنبياء، ص ٩٦ـ ٩٧.
[٢] حديد/٢٠.