منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٧
«اگر كفر را بر ايمان برگزينند».
٤.ظاهر آيه اين است كه ضمير «توارت» به (صافنات جياد) كه در آيه ما قبل آمده است بر مى گردد و ارجاع آن به خورشيد، گذشته از اينكه نامى از آن در آيه ها نيامده است، خلاف ظاهر است جز اينكه در ماقبل آن كلمه «بِالعشي» وارد شده كه هرگز در تعيين مرجع ضمير «توارت» كافى نيست.
٥. ظاهر جمله (رُدُّوها عَلَىَّ) اين است كه ضمير آن (ها) به (صافِناتُ الْجِيادِ) باز مى گردد، امّا بنابر اين تفسير، بايد ضمير آن(ها) به «شمس» بر گردد در حالى كه شمس در آيه مذكور نيست.
٦. اگر مقصود از آن خطاب به فرشتگان است كه خورشيد را براى او باز گردانند، يك چنين خطاب آمرانه اى از سليمان به ملائكه خدا، با مقام او سازگار نيست.
٧. تصرف در جهان آفرينش براى پيامبران در مقام اعجاز و اظهار كرامت كاملاً امكان پذير است و آيات قرآن كاملاً بر آن دلالت دارد; ولى اين مورد، مقام اعجاز و اظهار كرامت نبوده كه او به چنين كار عظيمى دست بزند، در حالى كه مى توانست آن فريضه را قضا كند، و اگر هم نمازِ فوت شده، نمازِ نافله بوده ـ چنان كه در برخى از تفاسير آمده است ـ فوت آن اشكالى نداشت و نيازى نبود كه از ولايت تكوينى خود براى قضاى آن بهره بگيرد.
٨. كسانى كه مى گويند: مقصود از (ردّوها على) ، درخواست بازگشت خورشيد است و مقصود از (فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ) قطع گردن و پاى اسبان است، در ارتباط جمله دوم با جمله نخست دچار اشكال مى گردند; زيرا بنابر اين بايد بگويد:«رُدُّوها عَليَّ فأَتوَضّأَ وَ أُصَلِّي»; زيرا به طور مسلم پس از بازگشت خورشيد، نماز را بر انتقام از اسبان مقدم داشته است در حالى كه در آيه نامى از وضو و نماز نيست.