منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٥
است، كاملاً با ظاهر آيات مطابق است.
اكنون وقت آن رسيده است كه به نقد تفسيرى ديگر كه از ظاهر آيه شده است بپردازيم:
سليمان موقع عصر غرق تماشاى رژه اسبها بود، كه خورشيد در افق پنهان گرديد، آنگاه به فرشتگان دستور داد كه خورشيد را باز گردانند تا نماز عصر خود را بخواند.
در اين جا قائلان اين تفسير بر دو گروه تقسيم مى شوند برخى مى گويند: از اينكه تماشاى آنها او را از نماز بازداشت اسبان را طلبيد و با شمشير ساق و گردن آنها را زد، و مقصود از جمله (فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِوَالأَعْناقِ)همين است.
برخى ديگر كه تا حدى روشن فكرترند مى گويند: مقصود اين است كه پس از بازگشتِ خورشيد ساق و گردن خود را به عنوان وضو شست و در آيين سليمان برنامه وضو به همين نحو بوده است.
اين تفسير در بيشتر تفاسير به صورت قبول و پذيرش، و يا به صورت رد و نقد آمده است ديگر نياز ندارد كه به مدارك آن اشاره كنيم.
سيد قطب در تفسير «فى ظلال» چون تفسير معروف را با اصول عقلى و اسلامى مخالف ديده مى گويد: من نتوانستم از حادثه اسبان چابك و تندرو تفسير درستى به دست آورم و آنچه مفسران نقل كرده اند يك مشت احاديث اسرائيلى است كه به «احبار»و علماى يهود مى رسد و يا يك رشته تأويلهايى كه سند ندارد.
آنگاه مى افزايد: تنها حديثى كه مى توان به آن اعتماد كرد، حديثى است كه ابوهريره از رسول خدا نقل كرده است.[١]
[١] حديثى را كه سيد قطب آن را صحيح دانسته است كم تر از ديگر احاديث كه آنها را اسرائيلى قلمداد مى كند نيست; علاقمندان مى توانند به كتاب «في ظلال القرآن»، ج٢٣،ص ١٠٠ مراجعه فرمايند.